قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
1179
تاريخ الفي ( فارسى )
ذكر وقايع سال صدم از رحلت خير البشر و در اين سال از مشاهير علما حسن بصرى و محمّد بن سيرين كه در علم تعبير بىنظير بودند سفر آخرت اختيار نمودند . گويند شخصى نزد ابن سيرين آمد و گفت : در خواب ديدم كه روغن زيتون در پاى درخت زيتون مىريزم . ابن سيرين گفت : زن دارى ؟ گفت : آرى . گفت : برو نيك تفحّص نماى كه مبادا مادر تو باشد . چون تفحّص نمود چنين بود . و در تاريخ يافعى مذكور است كه عورتى نزد ابن سيرين آمد در وقتى كه او طعام مىخورد ، گفت : يا ابا بكر خوابى ديدم . ابن سيرين گفت : تقرير كن يا توقّف نماى تا از طعام خوردن فارغ شوم . القصّه ، ابن سيرين چون از شغل طعام فارغ گشت از آن عورت پرسيد : چه خواب ديدى ؟ گفت : ديدم كه ماهتاب در پروين درآمده و از عقب من شخصى فرياد مىكرد و به من مىگفت : اى فلان برو نزد ابن سيرين و قصّهء درآمدن ماه در ثريا [ را ] به او بگوى . ابن سيرين چون اين خواب شنيد دست خود را بگزيد و گفت : ويحك اى فلانه ! بار ديگر بگو چه نوع ديدى ؟ آن عورت بار ديگر بعينه اعاده كرد . روى ابن سيرين بسيار متغيّر گشت و دست بر شكم خود نهاده از جاى برخاست . پس خواهرش پرسيد : يا ابا بكر تو را چه مىشود ؟ گفت : اى خواهر اين عورت گمان مىبرد كه من بعد از هفت روز مىميرم . اتّفاقا بعد از هفت روز از اين واقعه ابن سيرين وفات يافت . و نيز در تاريخ يافعى مسطور است كه قبل از فوت ابن سيرين شخصى آمد و گفت : يا ابا بكر در خواب مىديدم كه مرغى فربه از آسمان فرود آمد و بر درختى شكوفهدار بنشست و تمامى شكوفههاى آن درخت به منقار چيد . ابن سيرين گفت : انّا للّه و انّا اليه راجعون . امسال موت علما خواهد بود . چون عجايب تعبيرات ابن سيرين بيش از آن